فشارهای اقتصادی تدریجی و مداوم خستگی روحی می آورد، ناامیدی ایجاد می کند و استقامت یک ملت را به فرسایش می کشاند. این فشار در واحد زمان تقسیم شده و تداوم آن روی اعصاب همه رژه می رود. آنچه در اعمال این فشارها بیشترین اهمیت را دارد این است که یک ملت از «احساس درد» فراغت نیابد. آمریکایی ها با همین دیدگاه از سال 89 به سراغ تحریم ها رفته بودند اما موفق نشدند. اما اینبار مسئولان لیبرال دولت روحانی با بی تدبیری و سیاست های غلط خود توانسته اند خواسته یا ناخواسته بازوی اجرایی اعمال فشار تدریجی علیه ملت ایران شوند. برای فهمیدن این موضوع به صحبت های ریچارد نفیو در کتاب هنر تحریم و روند افزایش قیمتها در بازار خودرو و گوشت و... باید نگاهی انداخت.
ریچارد نفیو معمار تحریم های آمریکا علیه ایران از اصلی ترین فرمانده جنگ اقتصادی علیه مردم کشورمان است. دیدگاه ها و تجربیات وی در کتاب هنرتحریم گرده آوری شده که اتفاقا به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.
هماهنگ کننده سابق وزارت خارجه آمریکا در امور تحریم ها دو موضوع مهم در نظام تحریمها وجود دارد: «یکی اینکه کشور تحریم کننده چگونه بر کشورهدف، اعمال فشار و درد میکند و دوم اینکه کشور هدف، چه نوع استقامت و ایستادگی بر رفتار مشمول تحریم خود به نمایش میگذارد و از این طریق راهبردهایی برای تحریم ارائه میشود که بتوانند نقاط همپوشانی درد فزآینده و استقامت رو به زوال را شناسایی کرده و کشور تحریمگر در این نقاط بتواند روی طرف مقابل اثر بگذارد.»
نفیو هدف این فشار را هم به زانو در آوردن کشورها و تغییر رفتار مردم و نظام معرفی میکند و میگوید: «راهبرد تحریم ها بر یک بنیان اصلی استوار است یعنی ترکیب فشارهای مختلف را میتوان بر یک کشور اعمال کرد تا بر استقامت آن فائق آمده و او را وادار به تغییر سیاست کرد.»
معمار تحریم ها مدام به بحث تدریجی بودن فشارها تاکید دارد. وی بارها از لفظ «ایجاد راهبردی دقیق، روشمند و دارای بازدهی برای افزایش تدریجی فشار بر نقاطی که آسیبپذیری در آن وجود» اصرار می ورزد.
یأسی که تحریم ها هم نتوانست آن را ایجاد کند
در ادامه وی «حس فشار» برای مردم را مهمتر از خود تحریمها می داند و به همین دلیل با خوشحالی تمام از افزایش قیمت مرغ در ایران در سال 90 میگوید و اعتراف می کند که اگر چه تحریم ها ربطی به افزایش قیمت مرغ نداشت اما یاس عمومی مردم و تغییر افکارعمومی را به خوبی ایجاد کرد و به اهداف آمریکایی ها کمک کرد. در کتاب هنر تحریم آمده است: « آمریکا هیچگونه تحریمی علیه واردات مرغ ایران وضع نکرده بود اما قیمت مرغ در سال به دلیل تورم ایجاد شده از ناحیه تحریمها بالا رفت گرچه یک دلیل آن نیز سوءمدیریت اقتصادی در ایران بود. افزایش قیمت به یأس بیشتر عمومی منجر شد، یأسی که حتی در سالهای متمادی تحریم های مالی مشاهده نشده بود. افزایش قیمت مرغ درست در ایام تعطیلات در ایران بهوجود آمد که در آن مرغ اهمیت بسیار بالایی دارد و درست مانند حالتی است که در اواسط ماه نوامبر قیمت بوقلمون در آمریکا سه برابر شود. این افزایش قیمت حس معمول بودن را که حاکمان ایران به دنبال حفظ آن در افکار عمومی بودند به شدت تحت تأثیر قرار داد»
او بارها در کتاب خود به تدریجی و همیشگی بودن فشارها برای ایجاد جنگ روانی در بین مردم اشاره میکند: «آمریکا می بایست راهبردی را برای «افزایش تدریجی فشار» بر نقاط بیشتر آسیب پذیر به صورت مؤثر و روشمند و اجتناب از نقاطی که آسیب پذیری کمتری دارند تهیه کند.»
وی اعلام میکند که آمریکا برای انتقال این «حس نابرابری»، واردات کالاهای لوکس به ایران را تحریم نخواهد کرد و دولت ایران هم با جلوگیری نکردن از واردات این کالاها، نه تنها ارز را از کشور خارج می کند که نابرابری ها را تشدید هم میکند: «ارز به صورت مداوم از ایران خارج میشد و کالاهای تجملاتی وارد این کشور میشد و بحث جزئیات آن را 3 نابرابری درآمدی و تورم روز به روز در ایران قوت بیشتری میگرفت.»
مروری بر بازار متلاطم در چند ماه اخیر و عدم پاسخگویی مسئولان دولت روحانی نشان می دهد که همان چیزی که اتاق جنگ اقتصادی آمریکا انتظار دارد با بی تدبیری لیبرالهای داخلی در حال شکل گیری است.
گوشت قرمز از جمله اقلام مصرفی است که افزایش روزانه قیمت آن همچون مثال قیمت مرغ در سال 90 یاس عمومی و جنگ روانی را علیه مردم ایجاد کرده و در حالی که ارتباطی بین افزایش قیمت و تحریم ها وجود ندارد، اما جامعه را به سمت موثر بودن تحریم ها و تغییر احتمالی رفتار سوق می دهد. لازم به ذکر است که قیمت گوشت با قیمت هر کیلو 27 هزار تومان و با ارز دولتی وارد ایران می شود اما سومدیریت نرخ آن را تا هر کیلو 120هزار تومان بالا برده و باعث شکل گیری صف های طولانی و نارضایتی مردم شده است.
مثال بازار خودرو نیز به خوبی از شکل گیری اهداف نفیو در ایران حکایت دارد. قیمت خودرو که در یک سال گذشته هرماه شکل صعودی از خود نشان داده است با افزایش «تدریجی» مورد علاقه آمریکایی ها به شدت بر افکارعمومی تاثیر گذاشته است. این درحالی است که کارشناسان این افزایش قیمت را به دلیل عرضه نکردن محصولان و تعیین قیمت حاشیه بازار توسط وزارت صنعت می دانند و نقش تحریم را در آن به شدت ناچیز معرفی می کنند. جالب آنکه وزیر صنعت دولت روحانی که مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد دارد هم از زیر بار افزایش قیمت خودرو شانه خالی کرده و میگوید افزایش قیمت ها ربطی به وی ندارد!
پیوست این بی تفاوتی در مدیران و وزاری اقتصادی را می توان در رویکرد کلان دولت و حوزه سیاست خارجی مشاهده کرد که به جای توجه به ظرفیت های داخلی هنوز به دنبال مذاکره و گرفتن امتیاز هستند و همین امر باعث بازداشتن لیبرال ها از توجه به مدیریت داخلی کشور شده است. به نظر می رسد سیاست های نفیو برای تغییر رفتار و کلنگی کردن اقتصاد و روان مردم از جانب دولتی ها خواسته یا ناخواسته در حال پیاده شدن است و همانگونه که او در کتاب خود گفته تاثیر این بی تدبیری ها از سیاست های آمریکا بیشتراست.
بلای بزرگی که دلار جهانگیری، سکه فروشی سیف، خواب وزیرصنعت و بیمسئولیتی روحانی بر سر مردم و کشور آورد/ چه کسی باید پاسخگوی اجرای لیبرالیسم اقتصادی و به یغما رفتن بیت المال باشد؟/ با این سیاهه، محاکمهی «عاملان جنایت اقتصادی علیه مردم» انتظار زیادی است؟
آقای آشنا! لازم نیست بیاطلاعی خود در همه زمینهها را به رخ بکشید/ وقتی آمارهای رسمی عملکرد وزارت نفت در دوره تحریمها را با بعد برجام مقایسه کنید شرمنده نمی شوید؟
منبع : رجانیوز



